۱۳۹۲ فروردین ۱۷, شنبه

Matins/ Louise Gluck


می‌خواهی بدانی چطور وقتم را می‌گذرانم؟
بر چمن‌هایِ جلویِ خانه قدم می‌زنم، تظاهر می‌کنم که
وجین می‌کنم. باید بدانی که
من هیچ‌وقت وجین نمی‌کنم، زانوزده، مشتی
شبدر از باغچه‌ی گل می‌چینم: در حقیقت
در جستجویِ شهامت، گواهی که
زندگی‌ام تغییر خواهد کرد، با اینکه
تا ابد طول می‌کشد که، هر
مشت از شبدرها را بگردم در جستجویِ
آن برگِ نشان‌دار، و به زودی تابستان تمام خواهد شد، از اکنون
برگ‌ها رنگ می‌بازند، همیشه درخت‌هایِ بیمار
اوّل می‌روند، آن‌ها که در احتضارند،
زردِ درخشان می‌شوند، هم‌چنان که چند پرنده‌ی سیاه می‌نوازند
موسیقیِ حکومت نظامی‌شان را. می‌خواهی دست‌هایم را
ببینی؟
اکنون تهی چون نخستین نت.
یا اینکه نکته همیشه این بوده است
که بی‌نشانه‌ای ادامه دهی؟

Matins
Louise Gluck



هیچ نظری موجود نیست: